سيد علي اكبر قرشي

39

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

مدعّاست ، در روايات آمده : اوليّن قسمت منجمد شده ، جاى كعبه بوده است ، امام صلوات الله عليه در ذكر شواهد توحيد چنين فرمايد : « كبس الارض على مور امواج مستفلحة و لجج بحار زاخرة ، تلتطم اواذى امواجها و تصطفق متقاذفات اثباجها و ترغو زبدا كالفحول عند هياجها ، فخضع جماح الماء المتلاطم لثقل حملها و سكن هيچ ارتمائه اذ وطئته بكلكلها ، و ذلّ مستخذيا اذ تمعّكت عليه بكواهلها ، فاصبح بعد اصطخاب امواجه ساجيا مقهورا و فى حكمة الذّل منقادا اسيرا و سكنت الارض مدحّوة فى لجهّ تيارهّ . . . » خطبهء اشباح 91 ، 131 يعنى : زمين را پوشانيد پر تلاطم امواج سركش و سهمگين و بر درياهاى عميق و پر از موج ، در حالى كه بالاى امواج آن تلاطم مى كرد و تنوره‌ها و انداخته‌هاى شانه‌هاى آن به شدت در اهتزاز و حركت بود ، و مى خروشيد و كف مى انداخت مانند شتر نريكه به هيجان آمده است ، تا بالاخره سركشى و جوشش آب متلاطم در اثر سنگينى پوستهء زمين آرام گرفت و هيجان و تلاطمش از كار افتاد ، كه زمين سينه‌اش را بر آن نهاد و ذليل و خاضع گرديد ، به جهت گذاشتن زمين شانه‌هايش را بر آن ، در نتيجه پس از خروشيدن آرام گرفت و در دو طرف دهانهء لگام اسير و مطيع گرديد ، و ايستاد به طور گسترده بر درياى مواج و ژرف اين كلام نشان مىدهد : زمين در اوّل درياى مواج ، همه جايش امواج و پيوسته در تلاطم و نا آرامى بوده ، و مواد مذاب درون آن نشان مىدهد كه آن درياى بيكران همه‌اش مذاب بوده است ، خداوند در اثر كم كردن حركت ، آن را بسردى آورد ، در نتيجه به تدريج سطح آن منجمد شد و ضخيم گرديد تا توانست درياى درون را مهار نمايد و براى خلقت انسان و حيوان آماده گردد . اين مطلب با اين بيان در اسلام براى اولين بار فقط در زبان امام صلوات الله عليه مطرح شده است و قبل از وى سابقه‌اى ندارد ، آرى او باب علم رسول الله صلى الله عليه و آله بود كه فرمود : « انا مدينة العلم و علّى بابها » براى مزيد توضيح مفردات كلام را شرح مى دهيم : 1 : كَبَسَ : داخل كرد و پوشانيد ابن ابى الحديد گويد : « اى ادخل الارض فى الماء